حسينقلى خان شقاقى
65
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )
همچنين مرحوم نظر آقا و ساير اجزاء سفارت فهميدند كه از طرف امپراتور به من چنين التفاتى شده است از همان ساعت به احترام اين بنده افزوده ، مرا به چشم ديگرى نگاه مىكردند . با اين تجربه دانستم نزديكى به پادشاهان بر شخصيت مىافزايد . يكى از سلاطين ساسانى مىفرمايد : « اداى مراسم آداب و انسانيت در عمل به وظايف آنكه فقط از راه علم و پيشرفت است بر شخصيت مىافزايد و محل توجه سلاطين عظيم الشأن كه در بسط معارف و ادب نظرى مخصوص دارند قرار مىگيرد . » « چرا آسوده خسبد كسى كه طرف توجه پادشاهى قرار گيرد » بهرحال روز يكشنبهء ديگر كه به خدمت جناب حسنعلى خان اميرنظام وزيرمختار رسيدم اول سؤالى كه فرمود اين بود كه : « هان آقا از كجا شما چنين با اعليحضرت امپراتور خصوصيت پيدا كردى كه حسب الامر وزارت خارجهء فرانسه به سفارت مى - نويسند كه ميرزا مهدى خان شقاقى از شاگردان ايرانى را در فلان شب به قصر توئلرى همراه بياوريد ، كه امپراتور حضور او را در شب موعود خواستار گرديده و بايد به اعليحضرت امپراتور معرفى شود » بنده وضع شرفيابى خود را به حضور امپراتور چنان كه گذشته بود معروض داشت . خيلى موجب خشنودى جناب وزيرمختار گشته فورا به اتاق دفتر شخصى رفته و يك رشته حمايل با نشان سرهنگى آورده زيب پيكر اين بنده فرمود و گفتند كه عجالتا براى تو انعام نقدى به كار تراز ؟ ؟ ؟ اين امتياز است و يكصد فرانك پول طلا به بنده انعام داد و فرمود چون شاگرد مدرسه هستى به تو اجازه نمىدهم كه استعمال اين حمايل و نشان را بكنى . مگر در صورتى كه از مدرسهء عالى با ديپلم مهندسى بيرون بيايى . و خيلى اظهار تلطف و مهربانى فرمود . شب دوشنبه مرا به شام سفارت نگاهداشته و در خدمت خود مرا به اپرا بردند و با كالسكهء سفارت به مدرسه و پس از نصف شب اعاده دادند . بلى تا چهار سال بعد كه در پاريس بودم هر زمستان مرا به شام توئلرى دعوت مىنمودند . در آن شب اول كه با هيئت سفارت داخل سالن گشتم اعليحضرت امپراتور از اظهار محبت به جناب وزير مختار و يكانيكان اجزاء سفارت مرا به حضور امپراتوريس معرفى فرموده و گفتند كه اين همان شاگرد ايرانى است كه ملاقات او را آنروز اظهار داشتم . علياحضرت امپراتوريس پس از اظهار محبت فوق العاده يكى از دختران نجبا